سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
55
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
پس شما قبول كرديد كه قرآن مجيد ترجمهاى از سانسكريت و كتابهاى عربى است . من همينالان وصيت مىكنم كه فرزندان من ديگر اسلام را نپذيرند . بگوييد كه در اين قرآن اسامى چند تا ربالنوع و بتهاى مؤنث و مذكر ذكر شده است و غير از اللّه و توحيد ، از قدرت يا شخصيت ديگرى در آن اشاره شده است ؟ قرآن مجيد درس نفى ماسوا و توحيد مىدهد . پس ما چطور قبول كنيم كه شما راست مىگوييد . اگر اين كتاب ترجمهء كتابهاى شماست ، آيا بهتر نيست كه شما هم به همين كتاب ايمان بياوريد و غير از آن را غلط بدانيد . اين سخن را طورى بيان كرد كه كيفيت مناظره بهطور كامل عوض شد و همه قبول كردند كه تا امروز اين نوع مناظره علمى و منطقى برگزار نشده بود . مسلمانان پيروزى خودشان را جشن گرفتند . مولانا جارچوى همين روش را در سياست برگزيده بود . او مسلمانى مؤمن و فردى منطقى و نيز پيرو راسخ حزب مسلم بود و تا آخر بر همين روش باقى ماند . در دوران استبداد نيز تنها كسى بود كه در انتخاب رياست جمهورى شركت كرد اگرچه ناكام شد ولى نام خود را در رديف مخالفان دولت به ثبت رساند . مولانا اولين استاد علوم مذهب تشيع در دانشگاه كراچى بود و اين بخش به كوشش او به وجود آمد و سعى بر آن داشت كه افكار خويش را به دانشجويان منتقل سازد و براى همين منظور ادارهء تحقيقات فرهنگى اسلامى را تأسيس كرد ، اما بيمارى او مانع انجام اين كار شد و عمرش وفا نكرد و سرانجام در 16 ژوئيه سال 1973 م ، مطابق 14 جمادى الثانى 1394 ه ق درگذشت و در محوطهء ادارهء تحقيقات اسلامى و فرهنگى كراچى به خاك سپرده شد . از او چهار فرزند به نامهاى : سيد محمد مشهود و سيد على حسن و نيز دو دختر باقى مانده است . تصانيف او عبارتند از : 1 - مقدمهء فلسفهء آل محمّد ( چاپى ) 2 - ترجمهء بخش اوّل اسلام از كتاب زوال رومة الكبرى ( 1936 م ) 3 - فلسفهء آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( شش بخش ، چاپى ) 4 - بصيرت افروز مجالس ( مجالس بصيرت افروز ) چهارده سخنرانى با مقدمهء اين جانب به چاپ رسيده 5 - شهيد نينوا 6 - جديد ذاكرى ( چاپى ) 7 - على كاطرز جهانبانى ( جهانبانى على عليه السّلام ) ( انگليسى و اردو ) . او با حفظ